مطالب
دسته بندی

زندگی از دیدگاه خواجه اهل راز، حافظ شیراز

  • 08 آبان 1399

چند صباحی از یادروز حافظ بیشتر نمی گذرد؛ آزاده ای که بیش و پیش از آنکه از برترین و نام آورترین شاعران و حتی عارفان جهان باشد، انسان است. نه انسانی ایده آل که برخی به عمد یا به سهو، چنین تصویری از او را ساخته و در اذهان، جای انداخته اند؛ بلکه انسانی واقعی که سبکی را برای زندگی سعادتمندانه در قالب دلنشین شعر و غزل و الفاظ و تصاویر خیال انگیز، به ما پیشنهاد می کند. شیوه ای که بر پایه هایی چون عشق حقیقی نسبت به خدا، خود و دیگران، کسب معرفت واقعی در مورد خداوند و انسان، شریعت راستین و نه دین ظاهری، همت و تلاش، پرهیز از فریفتن خود و دیگران، غنیمت شمردن وقت، لذت بردن از همه ابعاد زندگی، حتی غمهایش و پدید آوردن شادی برای خویش و دیگران، بنا شده است. مفاهیم ساده ای که سالها پیش از او نیز در کلام خداوند، معصومان، دانشمندان، عارفان و شاعران آمده است و همچنان می آید اما کلام شورانگیز حافظ، رنگی دیگر به آن بخشیده است.

 

حافظ بر این باور است که عشق حقیقی را در لابه لای برگهای دفتر و سطرهای کتاب نمی توان یافت و آن را باید در جای دیگر جستجو کرد؛ در متن روشن زندگی:

بشوی اوراق، اگر هم درس مایی

که درس عشق در دفتر نباشد

و برای رسیدن به محبوب، چه آفریدگار باشد و چه یکی از آفریده های او، باید غم دید و رنج کشید و ناز خرید و در عین حال، شاد بود:

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد

 

خواجه شیراز، معرفت حقیقی دست نایافتنی نمی داند اما بر این باور است که آن هم مانند عشق راستین، در مکتب و مدرسه پنهان نشده است بلکه از راهی دیگر باید آن را جست و این مسیر، چیزی نیست جز مراجعه به خویشتن خویش و زدودن تیرگیها تا آنجا که محرم راز شوی. با این حال، آنچه بدان دست خواهی یافت را هرگز بیان نتوانی کرد و در یک کلام، معرفت حقیقی، آموزش دادنی و آموختنی نیست بلکه دریافتنی است.

تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى

گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش

 

حافظ، هر چه کرده است، از دولت قرآن کرده است و هر توفیق که یافته است، از یمن دعای شب و ورد سحری بوده است؛ با این حال، او شریعت را آنگاه راستین و اثربخش می داند که از حد روی و ریای ظاهر فراتر رود و با عشق به ذات خداوند همراه گردد؛ عشقی که گاه حتی تو را به ظاهر گنهکار نشان می دهد و مردم چنان می پندارند که پای از جاده دین آنسو تر نهاده ای:

اگر امام جماعت طلب کند امروز

خبر دهید که حافظ به خون طهارت کرد

این بیت زیبا، عجیب ما را به یاد حسین (ع) می اندازد که حج، این گسترده ترین واجب شرعی را، نیمه کاره رها کرد و به میدان نبرد با کسی رفت که او را با تمام فسادهایش، خلیفه مسلمین می دانستند!

 

شاعر عشق و عرفان، همت را تنها دلیل پیشرفت و صعود انسان به والاترین مقامها می داند:

ذره را تا نبود همت عالی حافظ

طالب چشمه خورشید درخشان نشود

 

حافظ همواره ارزش زمان را به دوستداران خویش یادآوری می کند و در گوشها می خواند که این گوهر گرانبها را  در یابید که دیگر آن را باز نخواهید یافت.

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

 

او زندگی را رنگین کمانی از شادی و غم می داند که پایدار نیست و به زودی ناپدید خواهد شد. بر همین اساس، ما نیز بهتر آن است که شاد باشیم و از این همه زیبایی، لذت ببریم.

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است

 بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

 

مائده نعمتی

Top